به گزارش خبرگزاری حوزه، پژوهش در دنیای امروز، کنشی مسئولانه است که پیوندی مستقیم با سلامت و سعادت جامعه دارد. غفلت از «غایت» و پیامدهای اخلاقیِ یک تحقیق، میتواند دانش را از مسیرِ خدمت به خیرِ عمومی منحرف کند. بر همین اساس، در سلسلهجلساتِ «اخلاق علمی»، با حضور جناب آقای محمدجواد فلاح به تبیینِ موضوعِ «مخاطبشناسیِ جوان و نوجوان در پژوهش» از منظرِ «غایتگراییِ اخلاقی» خواهیم پرداخت تا ابعادِ این مسئولیتِ خطیر در مواجهه با نسلِ نو واکاوی شود.
در بحث غایتگرایی اخلاقی نیز میتوان در باب پژوهش سخن گفت؛ به این معنا که در فضای اخلاقِ پژوهش، پرسشِ بنیادین این است که کدام غایات و نتایج میتوانند پژوهشی را غیراخلاقی سازند و کدامها میتوانند آن را اخلاقی جلوه دهند. به بیان دیگر، اخلاقی یا غیراخلاقیبودن پژوهش، به نتایجی وابسته است که به اصلِ آن پژوهش گره خورده است.
از همین رو، برخی از تحقیقات ممکن است نتایجِ اخلاقیِ مثبتی به بار آورند؛ همچون نجات جانِ بیماران، یا یافتن راهحلهایی برای چالشهای دشوارِ یک رشتهٔ تخصصی. در چنین مواردی، غایتِ نیک بر ارزشِ اخلاقیِ پژوهش میافزاید. اما اگر همین پژوهش، بهجای نیل به چنین نتیجهای، به سمت فریبکاری، جانبداری از دادهها یا سرقت علمی سوق یابد، نتیجهٔ مطلوب هرگز به دست نخواهد آمد و ارزش و اعتبارِ اخلاقیِ پژوهش فرو میریزد.
بنابراین، غایت و نتیجهاند که مرزِ اخلاقیِ یک پژوهش را روشن میکنند؛ چه نتیجهای که مصلحت و سعادت را به ارمغان میآورد و چه نتیجهای که به بیاعتباریِ علمی و سلبِ اعتماد عمومی میانجامد.
بنابراین، یک پژوهش ممکن است چالشها و مشکلاتی نیز ایجاد کند؛ و همین واقعیت، بستری فراهم میآورد تا با قضاوت در باب نتایج آن، دربارهٔ اخلاقی یا غیراخلاقیبودنش سخن بگوییم. به این معنا که پرسش اصلی این است: آیا این پژوهشی که شما انجام میدهید، نتایجِ اخلاقی به همراه دارد یا ندارد؟ چه بسا هدف و غایتِ من از انجام یک پژوهش، دستیابی به اهدافی غیراخلاقی باشد؛ برای مثال، تولید داروهایی که بتواند جان انسانهای بیشتری را بگیرد، یا بهدست آوردن ابزارهایی برای کشتار جمعی تا انسانهای بیشتری را از میان بردارد. در این صورت، غایت و نتیجهٔ پژوهش بهطور کامل غیراخلاقی است.
به همین ترتیب، اگر من در حوزههایی چون زیستشناسی یا بیوشیمی پژوهش و مطالعه انجام دهم تا به محصولاتی دست یابم که جان انسانهای بیشتری را بگیرند، یا کالاهایی تولید کنم که ثروتِ بیشتر برای صاحبان ثروت فراهم آورند اما سلامتِ جامعه را به خطر اندازند، یا به روشهایی دست یابم که استخراجِ بیشتر از زمین را ممکن سازد، همهٔ اینها نمونههایی از پژوهش با غایت و نتایجِ غیراخلاقیاند؛ پژوهشی که هر چند ممکن است از نظر فنی موفق باشد، اما از منظر اخلاقی مردود و ناپسند است.
اما از سوی دیگر، میدانم که این محصولات، هرچند از نظر ظاهری زیبا، یکدست و جذاباند مثلاً از نظر رنگ، اندازه و ظاهر، میوههای دستچینشده و هماهنگی را ارائه میدهند اما در عین حال، بهسبب استفاده از این تکنیک، ممکن است دستکاریهایی در کیفیت آنها صورت گرفته باشد که در نهایت به فروش بیشتر و درآمد بالاتر منجر شود؛ در حالیکه همین فرایند، آسیبها و ضررهایی نیز به همراه دارد. برای نمونه، ممکن است این میوهها یا محصولات تراریخته، سلامت مصرفکننده را تهدید کنند و حتی آنها را سرطانزا سازند.
بنابراین، وقتی دربارهٔ اخلاق پژوهش سخن میگوییم، گاه بر اساس غایت و نتیجهٔ پژوهش داوری میکنیم و گاه خودِ فرایند و فعالیت پژوهشی را از این منظر مورد ارزیابی قرار میدهیم. به این معنا که پژوهش، زمانی اخلاقی است که نهتنها از نظر روش و فرایند، بلکه از نظر نتایج و پیامدها نیز در خدمت خیر عمومی و سلامت جامعه باشد.
برای شنیدن صوت روی لینک کلیک کنید










نظر شما